زندگینامه حضرت سموئیل ( حضرت اشمائیل پیغمبر (ع)
زندگینامه حضرت سموئیل
مجموعه: زندگینامه بزرگان دینی
زندگینامه حضرت اشموئیل
اشموئیل نبی (ع) از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل است و بارگاه او در شهرستان ساوه و در یازده کیلومتری جاده بوئین زهرا قرار گرفته است.
حضرت سموئیل کیست؟
اشموئیل (شموئیل، سموئیل) یکی از پیامبران، از خاندان لاوی بود که برای راهنمايي و نجات بنی اسرائیل بعد از شکست خوردن آنها بدست فلسطینیان، فرستاده شد. در زمان چهل سال ستم و سختی، توانست تا حدودی به وضعیت سیاسی بنی اسرائیل سر و سامانی بدهد و اکثر آنها را از بتپرستی و انحراف باز دارد.
زندگینامه حضرت اشموئیل:
مادر سموئیل حنا نام داشت و پدرش القانه بود. طبق نوشتارهای موجود پدر سموئیل از خاندان لاوی و از نسل روحانیون اسرائیل بوده است. طبق کتاب سموئیل القانه دو همسر به نامهای فِنِنٌه و حنا داشت. فِنِنٌه دارای فرزندانی بود اما حنا اولاد نداشت. با این وجود القانه به حنا علاقه بیشتری داشت. فِنِنٌه که حسادت میکرد حنا را بخاطر نداشتن اولاد مورد مسخره قرار می داد که این کار حنا را بسیار ناراحت می کرد. القانه مردی معتقد بود و همسرانش را به زیارت منطقه شیلوه می برد.
در یکی از این زیارت ها حنا وارد محل مقدس شد و برای داشتن فرزند دعا کرد. وی که گریه میکرد ، اعلام کرد که درصورتی که فرزند دار شود آن فرزند را بعنوان نذری به خداوند اهدا خواهد کرد. عیلی که یکی از کاهنان اسرائیل بود حنا را مشاهده کرد. وی ابتدا خیال کرد که وی مست است اما پس از فهمیدن نیت وی، او را مورد آمرزش قرار داد. حنا بعد از برگشت در مدت کمی با سموئیل باردار شد. بعد از این که فرزندش به دنیا آمد وی او را پیش عیلی گذاشت و گاهی به او سر می زد.
سموئیل نبی در نقاشی روسی از کتاب مقدس
معنی نام سموئیل یا اشموئیل:
حنا اسم سموئیل را در رابطه با این که خداوند دعای او را شنید انتخاب کرد. ریشه اسم سموئیل از ریشه عبری شماع به معنی شنیدن است. اسم سموئیل همچنين دارای ریشه مشترکی با نام عبری طالوت( شائول) است.
آغاز پیامبری حضرت اشموئیل:
در یک شب سموئیل صدایی شنید که وی را صدا می زد. سموئیل در این زمان دوازده ساله بود. وی خیال کرد که عیلی او را صدا می کند و به نزد عیلی رفت. عیلی به او گفت که او را صدا نکرده و وی را به خواب تشویق کرد. این اتفاق سه دفعه تکرار گردید تا عیلیمتوجه گردید که خداوند سموئیل را صدا می کند.
هنگامی که سموئیل پاسخ داد، خداوند به وی گفت که گناهان فرزندان عیلی سبب خواهد شد که نسل او به عنوان پیامبر ادامه نیابد. صبح روز بعد عیلی از سموئیل پرسید که خداوند به وی چه گفته است و سموئیل اتفاق شب قبل را تعریف کرد. عیلیبدون ناراحتی ابراز کرد که خداوند هر چه را که درست است انجام خواهد داد.
در جوانی سموئیل فلسطینیان به اسرائیل ضربه سختی در ابن عذر زدند. آن ها مقدار زيادي از زمین را تصرف کردند و تابوت عهد را با خویش بردند. عیلی از شنیدن خبر دزدیده شدن تابوت عهد و به قتل رسیدن پسرانش فوت کرد. فلسطینیان هفت ماه تابوت عهد را در اختیار داشتند؛ اما به علت بلاهایی که به آن ها نازل گردید تصمیم گرفتند تابوت را به اسرائیل بازگردانند.
بعد از بیست سال سموئیل به پیامبر اسرائیل تبدیل شد. وی قوم اسرائیل را در کوه میزپا جمع کرد و به رهبری وی فلسطین شکست سختی خورد. سموئیل سنگ بزرگی در محل جنگ بعنوان یادبود گذاشت و از آن هنگام صلح برقرار شد.
نام اشموئیل در قرآن:
گفتنی است که نام اشموئیل علیه السّلام در قرآن صریحا ذکر نشده و تنها در آیه ۲۴ بقره چنين آمده است:( الم تر الی الملا من بنی اسرائیل من بعد موسی اذ قالوا لنبی لهم ابعث لنا ملکا نقاتل فی سبیل الله قال هل عسیتم ان کتب علیکم القتال الا تقاتلوا…) ؛« آیا از( حال) سران بنی اسرائیل بعد از موسی خبر نیافتی سپس که به پیامبری از خود گفتند پادشاهی برای ما بگمار تا در راه خدا پیکار کنیم ( آن پیامبر) خاطرنشان کرد درصورتی که جنگیدن بر شما مقرر گردد چه بسا پیکار نکنید…».
بر اساس منابع تفسیری منظور از پیامبر در این آیه همان حضرت سموئیل علیه السّلام است.
سموئیل در ادیان مختلف:
یهودیت:
بر اساس کتاب ارمیا سموئیل به خداوند بسیار پایبند بود. در متون یهودی ذکر شده است که سموئیل آن قدر در نظر خداوند عزیز بود که خداوند بصورت مستقیم با او صحبت می کرد.
مسیحیت:
مسیحیان سموئیل را یک پیامبر، قاضی و رهبر با حکمت اسرائیل می دانند.
اسلام:
سموئیل در دین اسلام پیامبر مورد احترامی است. داستان سموئیل و مسح کردن طالوت توسط او در قرآن بدون ذکر نام سموئیل ذکر شده است.
شهادت حضرت اشموئیل:
حجت الاسلام همایون فراهانی چنین بیان کرده است :شهرت منطقه ای و نقل قول سینه به سینه افردی که متولی بقعه اشموئیل پیامبر( علیه السلام ) بوده اند بر این است که جناب اشموئیل( (ع) ) در این منطقه به وسیله گبران یا هبران توسط ضربت چماقی به شهادت رسیده است.
آیة الله شریعتمداری ساوجی به نقل از آیت الله مرعشی نجفی بیان داشته احتمالاً گبران حضرت اشموئیل نبی را شهید نموده اند.
https://www.beytoote.com/religious/bozorgan-din/biography1-majesty-samuel.html
231- شریعتمدار ساوجی

آیه الله حاجی شیخ محمد حسین شریعتمدار ساوجی متولد 1292 شمسی در ساوه
https://savehje.blogfa.com/post/1426
( حضرت اشمائیل پیغمبر (ع)
در حدود ۲۴ کیلو متری شهر ساوه . جاده خرقان ودر روستای پیغمبر مقبره ای وجود دارد که به گفته اهالی وبرخی ازمدارک مکتوب مرقد مطهر یکی از یامبران بزرگ الهی به نام حضرت اشمائیل (ع) است. مسیر مرقد درجاده کوهستانی { در۹ کیلو متری روستای ورده } قرار دارد . مرقد رادر گذشته های دور ساخنه اند که از آن اطلاع کافی نیست .۱
اماقسمت شرقی آن رابه دستور ناصرالدین شاه قاجار به حرم افزوده اند.
سنگ نبشته ای در آنجا هست که مبین حضور قاجار ب وهمراهانش میباشد . از دیر زمان حرم آن پیامبر الهی زیاتگاه عاشقان وفاضلان وعالمان بوده است . آبربی در نزدیکی آن جریان دارد که آ ب؛:چکه سار : یا چچه بار معروف است . می گویند بسیاری از بیماران با نویشیدن آن شفا یافته اند. اعتقاد مردم . این آب براث برخورد عصای اشمائیل ظاهر شده است .۲
اشمائیل (ع) درقران کریم وکتاب مقدس : ( تورات ) درباره حضرت اشمائیل وحادثه عبرت انگیز زمان پیامبری وی . آیات ومطالبی آمده است . (بقره ۲۴۶- ۲۵۲)
تغيير سوره و ترجمه
تلاوت
جستجو
أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿۲۴۶﴾
انصاریان: آیا [با دیده عبرت] آن گروه از سران و اشراف بنی اسرائیل را پس از موسی ندیدی که به پیامبرشان گفتند: برای ما زمامدار و فرمانروایی برانگیز تا در راه خدا جنگ کنیم؟ گفت: آیا احتمال نمی دهید، اگر جنگ بر شما مقرّر و لازم شود، جنگ نکنید [و سر به نافرمانی بزنید؟] گفتند: ما را چه هدف و مرادی است که در راه خدا جنگ نکنیم، در حالی که از میان خانه ها و فرزندانمان بیرون رانده شده ایم؟! پس چون جنگ بر آنان مقرّر و لازم شد، همه جز اندکی از آنان روی گرداندند؛ و خدا به ستمکاران داناست.
خرمشاهی: آيا [داستان] بزرگان بنىاسرائيل را پس از موسى ندانستهاى؟ آنگاه كه به پيامبرشان گفتند براى ما فرمانروائى بگمار تا [به فرمان او] در راه خدا جهاد كنيم، گفت اگر جهاد بر شما مقرر گردد، چهبسا كارزار نكنيد، گفتند دليلى ندارد كه در راه خدا نجنگيم، و حال آنكه از خانه و كاشانهمان رانده [و از زن] و فرزندانمان جدا شدهايم، آنگاه چون كارزار بر ايشان مقرر گشت، جز اندكى از ايشان، همه رويگردان شدند، و خدا از ستمكاران آگاه است
فولادوند: آيا از [حال] سران بنى اسرائيل پس از موسى خبر نيافتى آنگاه كه به پيامبرى از خود گفتند پادشاهى براى ما بگمار تا در راه خدا پيكار كنيم [آن پيامبر] گفت اگر جنگيدن بر شما مقرر گردد چه بسا پيكار نكنيد گفتند چرا در راه خدا نجنگيم با آنكه ما از ديارمان و از [نزد] فرزندانمان بيرون رانده شده ايم پس هنگامى كه جنگ بر آنان مقرر شد جز شمارى اندك از آنان [همگى] پشت كردند و خداوند به [حال] ستمكاران داناست
قمشهای: آیا ندیدی آن گروه بنی اسرائیل را که پس از وفات موسی از پیغمبر وقت خود تقاضا کردند که پادشاهی برای ما برانگیز تا (به سرکردگی او) در راه خدا جهاد کنیم؛ پیغمبر آنها گفت: اگر جهاد فرض شود مبادا به جنگ قیام نکرده، نافرمانی کنید! گفتند: چگونه شود که ما به جنگ نرویم در صورتی که (دشمنان ما) ما و فرزندان ما را (به ستم) از دیارمان بیرون کردند؟! پس چون (با درخواست آنها) جهاد مقرّر گردید به جز اندکی همه روی گردانیدند، و خدا از کردار ستمکاران آگاه است.
مکارم شیرازی: آيا مشاهده نكردي جمعي از بني اسرائيل را بعد از موسي، كه به پيامبر خود گفتند: زمامدار (و فرماندهي) براي ما انتخاب كن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيكار كنيم. پيامبر آنها گفت: شايد اگر دستور پيكار به شما داده شود، (سرپيچي كنيد، و) در راه خدا، جهاد و پيكار نكنيد! گفتند: چگونه ممكن است در راه خدا پيكار نكنيم، در حالي كه از خانه ها و فرزندانمان رانده شده ايم، (و شهرهاي ما به وسيله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسير شدهاند)؟! اما هنگامي كه دستور پيكار به آنها داده شد، جز عده كمي از آنان، همه سرپيچي كردند. و خداوند از ستمكاران، آگاه است.
وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۴۷﴾
انصاریان: و پیامبرشان به آنان گفت: بی تردید خدا طالوت را برای شما به زمامداری برانگیخت. گفتند: [شگفتا!] چگونه او را بر ما حکومت باشد و حال آنکه ما به فرمانروایی از او سزاوارتریم، و به او وسعت و فراخی مالی داده نشده [پس ما کجا و زمامداری انسانی تهیدست کجا!؟] [پیامبرشان] گفت: خدا او را بر شما برگزیده و وی را در دانش و نیروی جسمی فزونی داده؛ و خدا زمامداریش را به هر کس که بخواهد عطا می کند؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
خرمشاهی: و پيامبرشان به ايشان گفت خداوند طالوت را به فرمانروايى شما برگماشته است، گفتند چگونه بر ما فرمانروايى كند، حال آنكه ما از او به فرمانروايى سزاوارتريم، و مال و منال چندانى نيز ندارد، گفت خداوند او را بر شما برگزيده است و به او دانايى و توانايى بسيار بخشيده است و خدا فرمانرواييش را به هركس كه بخواهد ارزانى مىدارد و خدا گشايشگرى داناست
فولادوند: و پيامبرشان به آنان گفت در حقيقت خداوند طالوت را بر شما به پادشاهى گماشته است گفتند چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنكه ما به پادشاهى از وى سزاوارتريم و به او از حيث مال گشايشى داده نشده است پيامبرشان گفت در حقيقت خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و [نيروى] بدنى بر شما برترى بخشيده است و خداوند پادشاهى خود را به هر كس كه بخواهد مى دهد و خدا گشايشگر داناست
قمشهای: پیغمبرشان به آنها گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما برانگیخت. گفتند که از کجا او را بر ما بزرگی و شاهی رواست در صورتی که ما به پادشاهی شایستهتر از اوییم و او را مال فراوان نیست. رسول گفت: خداوند او را برگزیده و در دانش و توانایی و قوت جسم فزونی بخشیده، و خدا ملک خود را به هر که خواهد بخشد، که خدا به حقیقت توانگر و داناست.
مکارم شیرازی: و پيامبرشان به آنها گفت: خداوند (طالوت) را براي زمامداري شما مبعوث (و انتخاب) كرده است، گفتند: چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايسته تريم، و او ثروت زيادي ندارد؟! گفت: خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملكش را به هر كس بخواهد، ميبخشد، و احسان خداوند، وسيع است، و (از لياقت افراد براي منصبها) آگاه است.
وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ﴿۲۴۸﴾
انصاریان: و پیامبرشان به آنان گفت: یقیناً نشانه فرمانروایی او این است که آن صندوق [که موسی را در آن گذاشتند و به دریا انداختند] نزد شما خواهد آمد، در آن آرامشی از سوی پروردگارتان است، و باقی مانده ای از آنچه خاندان موسی و هارون به جا گذاشته اند [چون الواح تورات، عصای موسی و عمامه هارون] و فرشتگان آن را حمل می کنند، البته در آن نشانه ای برای شماست اگر مؤمن باشید.
خرمشاهی: و پيامبرشان به ايشان گفت نشانه [صدق و صحت] فرمانروايى او اين است كه تابوت عهد كه در آن مايه آرامشى از سوى پروردگارتان و يادگارى از ميراث آل موسى و آل هارون هست، و فرشتگانش حمل مىكنند، به سوى شما مىآيد، اگر مؤمن باشيد در اين امر عبرتى براى شماست
فولادوند: و پيامبرشان بديشان گفت در حقيقت نشانه پادشاهى او اين است كه آن صندوق [عهد] كه در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان و بازمانده اى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون [در آن] بر جاى نهاده اند در حالى كه فرشتگان آن را حمل مى كنند به سوى شما خواهد آمد مسلما اگر مؤمن باشيد براى شما در اين [رويداد] نشانه اى است
قمشهای: پیغمبرشان به آنها گفت که نشانه پادشاهی او این است که تابوتی که در آن سکینه خدا و الواح بازمانده از خانواده موسی و هارون است و فرشتگانش به دوش برند برای شما میآید، که در آن برای شما حجتی است روشن اگر اهل ایمان باشید.
مکارم شیرازی: و پيامبرشان به آنها گفت: نشانه حكومت او، اين است كه (صندوق عهد) به سوي شما خواهد آمد. (همان صندوقي كه) در آن، آرامشي از پروردگار شما، و يادگارهاي خاندان موسي و هارون قرار دارد، در حالي كه فرشتگان، آن را حمل ميكنند. در اين موضوع، نشانه اي (روشن) براي شماست، اگر ايمان داشته باشيد.
فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿۲۴۹﴾
انصاریان: پس زمانی که طالوت با سپاهیان [برای جنگ با دشمن از شهر] بیرون رفت، گفت: بی تردید خدا شما را به وسیله نهر آبی آزمایش می کند؛ پس هر که [به هنگام تشنگی] از آن [سیر] بنوشد، از من نیست و هر که از آن نخورد، از من است، مگر کسی که با دستش کفی آب برگیرد [که او نه از من است و نه مردود از سپاه]. پس جز اندکی از آنان همگی از آن نوشیدند. و زمانی که او و کسانی که با او ایمان آورده بودند از نهر گذشتند، [گروهی از آنان] گفتند: ما را امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش نیست. ولی کسانی که یقین داشتند که دیدارکننده خدایند، گفتند: چه بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند، و خدا باشکیبایان است.
خرمشاهی: و هنگامى كه طالوت با سپاهيان رهسپار شد، گفت خداوند آزماينده شما به جويبارى است، كه هركس از آن بنوشد از من نيست، و هركس از آن نخورد از من است، مگر آنكه مشتى [آب] به دست خويش برگيرد، و جز اندكى از ايشان، همه از آن نوشيدند، و چون او و كسانى كه همراه او ايمان آورده بودند، از آن جوى برگذشتند، [بددلان] گفتند امروز تاب جالوت و سپاهيانش را نداريم، [اما] كسانى كه يقين داشتند كه به لقاى الهى خواهند رسيد گفتند چهبسا گروهى اندكشمار كه به توفيق الهى بر گروهى انبوه پيروز گرديده است، و خداوند با شكيبايان است
فولادوند: و چون طالوت با لشكريان [خود] بيرون شد گفت خداوند شما را به وسيله رودخانه اى خواهد آزمود پس هر كس از آن بنوشد از [پيروان] من نيست و هر كس از آن نخورد قطعا او از [پيروان] من است مگر كسى كه با دستش كفى برگيرد پس [همگى] جز اندكى از آنها از آن نوشيدند و هنگامى كه [طالوت ] با كسانى كه همراه وى ايمان آورده بودند از آن [نهر] گذشتند گفتند امروز ما را ياراى [مقابله با] جالوت و سپاهيانش نيست كسانى كه به ديدار خداوند يقين داشتند گفتند بسا گروهى اندك كه بر گروهى بسيار به اذن خدا پيروز شدند و خداوند با شكيبايان است
قمشهای: پس هنگامی که طالوت لشکر کشید، سپاه خود را گفت: خدا شما را به نهر آبی آزمایش کند، هر که از آن بیاشامد از من و هم آیین من نیست، و هر که هیچ نیاشامد یا کفی بیش برنگیرد از من و هم آیین من خواهد بود. پس همه سپاهش آشامیدند به جز عده قلیلی از آنها. و چون طالوت و سپاه مؤمنش از نهر گذشتند (و مواجه با دشمن شدند لشکر بیمناک گشته) گفتند: ما را تاب مقاومت جالوت و سپاه او نخواهد بود. آنان که به لقاء رحمت خدا و ثواب آخرت معتقد بودند (ثابت قدم مانده) گفتند: چه بسیار شده که گروهی اندک به یاری خدا بر سپاهی بسیار غالب آمده، و خدا با صابران است.
مکارم شیرازی: و هنگامي كه طالوت (به فرماندهي لشكر بني اسرائيل منصوب شد، و) سپاهيان را با خود بيرون برد، به آنها گفت: خداوند، شما را به وسيله يك نهر آب، آزمايش ميكند، آنها (كه به هنگام تشنگي،) از آن بنوشند، از من نيستند، و آنها كه جز يك پيمانه با دست خود، بيشتر از آن نخورند، از من هستند! جز عده كمي، همگي از آن آب نوشيدند. سپس هنگامي كه او، و افرادي كه با او ايمان آورده بودند، (و از بوته آزمايش، سالم به در آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از كمي نفرات خود، ناراحت شدند، و عده اي) گفتند: امروز، ما توانايي مقابله با جالوت و سپاهيان او را نداريم. اما آنها كه ميدانستند خدا را ملاقات خواهند كرد (و به روز رستاخيز، ايمان داشتند) گفتند، چه بسيار گروههاي كوچكي كه به فرمان خدا، بر گروههاي عظيمي پيروز شدند! و خداوند، با صابران (و استقامت كنندگان) است.
وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿۲۵۰﴾
انصاریان: و چون [طالوت و اهل ایمان] برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز، و گام هایمان را استوار ساز، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.
خرمشاهی: و چون با جالوت و سپاهيانش رو در رو شدند گفتند پروردگارا بر ما [باران] صبر فرو ريز و گامهاى ما را استوار بدار و ما را بر خدانشناسان پيروز گردان
فولادوند: و هنگامى كه با جالوت و سپاهيانش روبرو شدند گفتند پروردگارا بر [دلهاى] ما شكيبايى فرو ريز و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران پيروز فرماى
قمشهای: و چون آنها در میدان مبارزه جالوت و لشکریان او آمدند گفتند: پروردگارا، به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت قدم دار و بر شکست کافران یاری فرما.
مکارم شیرازی: و هنگامي كه در برابر جالوت و سپاهيان او قرار گرفتند گفتند: پروردگارا! پيمانه شكيبايي و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاي ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيت كافران، پيروز بگردان!
فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۲۵۱﴾
انصاریان: پس آنان را به توفیق خدا شکست دادند. و داود [جوان مؤمن نیرومندی که در سپاه طالوت بود] جالوت را کشت، و خدا او را فرمانروایی و حکمت داد، و از آنچه می خواست به او آموخت. و اگر خدا [تجاوز و ستم] برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی کرد، قطعاً زمین را فساد فرا می گرفت؛ ولی خدا نسبت به جهانیان دارای فضل و احسان است.
خرمشاهی: آنگاه به توفيق الهى آنان را شكست دادند و داوود جالوت را كشت، و خداوند به او فرمانروايى و پيامبرى ارزانى داشت و از هر آنچه خواست به او آموخت، و اگر خداوند بعضى از مردم را به دست بعضى ديگر دفع نكند، زمين تباه شود، ولى خداوند بر جهانيان بخشش و بخشايش دارد
فولادوند: پس آنان را به اذن خدا شكست دادند و داوود جالوت را كشت و خداوند به او پادشاهى و حكمت ارزانى داشت و از آنچه مى خواست به او آموخت و اگر خداوند برخى از مردم را به وسيله برخى ديگر دفع نمیکرد قطعا زمين تباه مى گرديد ولى خداوند نسبت به جهانيان تفضل دارد
قمشهای: پس به یاری خدا کافران را شکست دادند و داود (علیه السّلام) امیر آنها جالوت را کشت و خدایش پادشاهی و فرزانگی عطا فرمود و از آنچه میخواست بدو بیاموخت. و اگر خدا برخی مردم را در مقابل بعضی دیگر بر نمیانگیخت فساد روی زمین را فرا میگرفت، و لیکن خدا، خداوند فضل و کرم بر همه اهل عالم است.
مکارم شیرازی: سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزيمت وا داشتند. و «داوود» (نوجوان نيرومند و شجاعي كه در لشكر طالوت بود)، جالوت را كشت، و خداوند، حكومت و دانش را به او بخشيد، و از آنچه ميخواست به او تعليم داد. و اگر خداوند، بعضي از مردم را به وسيله بعضي ديگر دفع نميكرد، زمين را فساد فرا ميگرفت، ولي خداوند نسبت به جهانيان، لطف و احسان دارد.
تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۲۵۲﴾
قوم یهود که درزیر سلطه فرعونیان ضعیف وناتوان شده بودند . بر اثر رهبریهای خردمندانه موسی (ع) از آن و










صنعت گردشگری در شهرستان ساوه /پتاسیل تاریخی بین المللی